مرضيه محمدزاده

744

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

آنكه را اين خبيث خال بود * مومنان را كى ابن خال بود ؟ من ازين ابن خال بيزارم * كز پدر نيز هم در آزارم پس تو گويى : يزيد ميرِ من است * عمرو عاصِ پليد ، پير من است آن كه را عمر و عاص باشد پير * يا يزيد پليد باشد مير مستحق عذاب و نفرين است * بدره و بد فعال و بد دين است لعنت دادگر برآن كس باد * كه مر او را كند به نيكى ياد من نيم دوستدار شمر و يزيد * ز ان قبيله منم به عهد ، بعيد هر كه راضى شود به بد كردن * لعنتش ، طوق گشت در گردن « 1 »

--> ( 1 ) - حديقه الحقيقه ؛ ص 266 .